نیاز به مشاوره در این زمینه دارید؟ نام و شماره تماستون رو وارد کنید تا کارشناسان ما به صورت کاملا رایگان با شما تماس بگیرن وبهتون مشاوره بدن!

    نام و نام خانوادگی


    شماره تماس

    در این مقاله قصد داریم که در مورد نمونه دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق صحبت کنیم. در زمان های گذشته بارها دیده شده است که جنگ ها و دعوا های بزرگی بر سر تعیین حد و مرز های عرضی سر گرفته است. نزاع های بزرگی با دلایلی هم چون، بدون اجازه وارد ملکم شد، حیوانات او از زمین من رد می شوند، مسیر آب او نباید از زمین من رد شود و هزاران دلیل ساده و پیش پا افتاده ی دیگر.

    نمونه دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق
    نمونه دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق

    شاید اگر الان و در قرن 21 ام بفهمید که چه تعداد انسان بر سر همین مسائل پیش پا افتاده جان خود را از دست داده اند، باور نکنید، ولی چه بخواهید و چه نخواهید این مسائل زمانی از بزرگ ترین معضلات دوران خود بوده اند.

    این اختلافات گاها بین دو کشاورز ساده، دو مالک بزرگ، مردم دو شهر و بین دو تا کشور صورت می گرفت. نتیجه ی این دعواها هم معمولا به دعوا های خانوادگی، نزاع های قبیله ای و جنگ بین دو کشور می انجامید. امروزه با توجه به وضع قوانین مناسب در این زمینه، این دست از اختلافات به حداقل میزان خود رسیده اند.

    الان اگر چنین اتفاقی رخ دهد، مردم از طریق قانون و شکایت اختلاف خود را پیگیری می کنند، البته اگر پیگیر اخبار باشید، هنوز هم گه گداری با چنین اخباری مواجه می شویم. در ادامه قصد داریم که در مورد راه کارهای قانونی برای حل چنین اتفاقاتی صحبت کنیم.

    در این مقاله قصد داریم که به سوالات زیر پاسخ دهیم:

    حق ارتفاق چیست؟

    حق انتفاع چیست؟

    تفاوت حق ارتفاق و حق انتفاع در چیست؟

    ممانعت از حق ارتفاق چیست و رفع آن چگونه است؟

     

    قانون حق ارتفاق:

    هر شخصی باید با قوانین و مقررات مربوط به خودش و کارش آشنا باشد تا بتواند در صورت لزوم حق خود را از دیگران بستاند. عدم آشنایی عموم با قوانین باعث می شود که خیلی از جاها حق آن ها خورده شود و یا دیگران سر آن ها کلاه بگذارند.

    شرکت های بزرگ برای تنظیم قراردادها و گرفتن مطالبات خود تعدادی وکیل مجرب استخدام می کنند. این وکلا تمام قرارداد های مهم و حقوقی این شرکت ها را زیر نظر دارند و این قراردادها زیر نظر آن ها تنظیم می شوند.

    در صورتی که این شرکت ها بر سر مسئله ای با شخص یا شرکت دیگری به مشکل بر بخورند این وظیفه ی وکلای شرکت است که دادخواست تنظیم کنند و در دادگاه از حق شرکت دفاع کنند.

    یکی از قوانینی که عموم مردم شاید حتی اسم آن را هم نشنیده باشند، حق ارتفاق می باشد. در ادامه به توضیح این حق مهم می پردازیم.

    مفهوم حق ارتفاق:

    کلمه ی ارتفاق که از مصدر رفق به معنای مدارا می آید و در لغت به معنی یاری رساندن دوستانه به کسی می باشد. همان گونه که از اسم آن پیدا است، بنا بر این قانون، افرادی که معمولا از طریق یک ملک با هم در ارتباط هستند، (همسایه اند) برای رعایت حال هم دیگر در حق هم ارفاق می کنند.

    مفهوم حق ارتفاق:
    مفهوم حق ارتفاق:

    برای جلوگیری از بروز اختلافات ناشی از این مسائل، قانون گذار قوانینی را وضع کرده است.

    در ادامه با ذکر دو مثال مسئله را بیشتر برایتان شرح می دهیم.

    1. یک خانه ی دو طبقه را در نظر بگیرید که پله ی ورودی طبقه ی بالایی از حیاط واحد پایینی می گذرد. در این شرایط ساکنین طبقه ی بالا، برای رفت و آمد از فضای حیاط طبقه ی اول استفاده می کنند. به این حالت حق ارفاق می گویند.
    2. فرض کنید که شما کشاورز هستید و برای دست یابی به آب ناچارید که از زمین کناریتان کانال بکشید. بنا بر این قانون شما اجازه دارید که از فضای زمین همسایه استفاده کنید و در آن کانال بکشید.

    همان طور که مشاهده می کنید، این حق وابسته به وجود یک ملک می باشد. با توجه به تمام مواردی که در بالا ذکر شد حق ارفاق را می توان این چنین تعریف نمود.

    حق ارفاق حقی است که افراد به تبعیت از ملکشان در ملک دیگری دارند و به مالک ربطی ندارد. یعنی این که اگر علی مالک یک زمین باشد که نسبت به زمین کناری دارای حق ارفاق عبور و مرور باشد، در صورتی که علی این زمین را بفروشد، با تغییر مالکیت این حق از بین نمی رود.

    از خصوصیات حق ارتفاق علاوه بر این که این حق قائم به ملک می باشد و به شخص مربوط نیست، می توان به نکات زیر اشاره کرد

    • حق ارتفاق متعلق به زمین است و نمی توان آن را به صورت جداگانه به کسی انتقال داد.
    • حق ارتفاق دائمی می باشد، ولی در موارد توافقی، شخص می تواند برای مدت محدودی برای طرف مقابل خود حق ارتفاق ایجاد کند.
    • حق ارتفاق قابل تقسیم نمی باشد، یعنی این که اگر این حق به یک زمین که مالکیت مشاع دارد، داده شود، در صورت جدا شدن این مالکیت مشاع، این حق برای هر دوی آن ها باقی خواهد ماند و هر دوی آن ها به صورت مستقل می توانند از این حق استفاده کنند.

    این حق به صورت قانونی، طبیعی و یا قراردادی شکل می گیرد. در ادامه به توضیح این سه شکل می پردازیم.

    حق ارتفاق قراردای:

    یعنی این که مالکین هر دو ملک طی جلسه ای با هم دیگر توافق کنند که یکی از آن ها از ملک دیگری استفاده هایی داشته باشد.

    مثلا در زمین کشاورزی او مجرای آب بکشد و یا در آن رفت و آمد داشته باشد. دادن این حق می تواند به ازای دریافت مبلغ یا امتیازی از طرف مقابل باشد.

    عده ای هم در قبال این موضوع چیزی از طرف مقابل مطالبه نمی کنند. بهتر است که این توافقات بر روی کاغذ بیاید، هر دو طرف و چند شاهد نیز زیر آن را امضا کنند.

    حق ارتفاق طبیعی:

    در بعضی از موارد نیازی به نشست طرفین و توافق کردن برای حق ارتفاق نمی باشد، بلکه با توجه به وضعیت طبیعی و قرارگیری دو ملک، به صورت طبیعی این حق ایجاد می شود.

    به عنوان مثال شما ملکی را در نظر بگیرید که این ملک در سطح بلندی قرار دارد، در این حالت برای بالا بردن آب، ناگزیر به استفاده از ملک پایینی هست. در این حالت حق ارتفاق به صورت عادی و طبیعی شکل می گیرد.

    حق ارتفاق طبیعی:
    حق ارتفاق طبیعی:

    قانونی:

    قانون گذار گاها قوانینی را وضع می کند که در آن حقوقی را به صاحبین ملک اعطا می کند. به عنوان مثال در قانون سوم توسعه ی عمومی کشور، مصوبه ی 26، قانون به دولت نسبت به زمین هایی که در مسیر راه و خطوط اب، گاز، برق، نفت و آب قرار دارند، حق ارتفاق داده است.

    وظایف طرفین حق ارتفاق نسبت به هم دیگر:

    به دلیل تشابه اسمی و حتی مفهومی خیلی از وقت ها، حق ارتفاق و حق انتفاع با هم اشتباه گرفته می شوند. برای رفع این ابهام در ادامه به توضیح حق انتفاع و شرح تفاوت های آن با حق ارتفاق می پردازیم.

    حق انتفاع:

    انتفاع از ریشه ی نفع و به معنای نفع بردن می باشد. حق انتفاع شامل حقی است که شخصی از منافع چیزی و یا مال شخص دیگری برخوردار می شود. در حق انتفاع، مال متعلق به شخص دیگری می باشد و فرد فقط می تواند از آن استفاده کند.

    حق انتفاع:
    حق انتفاع:

    برای ایجاد این حق 4 شرط اساسی وجود دارد که در ادامه به توضیح این 4 شرط می پردازیم.

    • طرفین طبق مذاکراتی که با هم دارند، به یک نتیجه ی خاص برسند که مورد تایید هر دو طرف باشد و سپس آن را روی کاغذ بیاورند.
    • موضوع قرارداد حق انتفاع باید در مورد مالی باشد که استفاده از آن موجب از بین رفتن اصل مال نشود.
    • شخص منتفع (کسی که این حق به او می رسد) حتما باید حین عقد قرارداد حضور داشته باشد.
    • در این حق، تسلط کامل شخص منتفع بر روی مال شرط اصلی درستی این قرارداد است.

    انواع مختلف حق انتفاع:

    حق انتفاع شامل 3 نوع عمری، رقبی و سکنی می باشد. در ادامه به تعریف این 3 نوع می پردازیم.

    • حق انتفاع عمری: در قرارداد فی ما بین شرط اتمام این قرارداد را مرگ یکی از طرفین و یا شخص ثالثی در نظر می گیرند. یعنی من برای دادن حق انتفاع ملک خود این شرط را می گذارم که تا وقتی که من زنده ام از این زمین استفاده کن، ولی پس از مرگم آن را به ورثه ام تحویل بده.
    • حق انتفاع رقبی: این حق از طرف مالک به صورت موقت به شخص دیگری واگذار می شود. مدت زمان مشخص شده باید در قرارداد آورده بشود. به این معنی که من حق انتفاع ملک خود را به مدت 30 سال به شخصی واگذار نمایم.
    • حق انتفاع سکنی: حق انتفاع سکنی مربوط به سکونت در یک مسکن (خانه) می باشد. این قرارداد می تواند به صورت عمری یا رقبی تنظیم شود.

    حال به توضیح تفاوت های حق ارتفاق و حق انتفاع می پردازیم.

    تفاوت حق ارتفاق و حق انتفاع:

    1. حق ارتفاق فقط مختص اموال غیر منقول می باشد، در صورتی که حق انتفاع هم برای اموال منقول کاربرد دارد و هم غیر منقول.
    2. حق ارتفاق به شخص تعلق نمی گیرد و بر روی ملک می باشد، ولی حق انتفاع به شخص خاصی واگذار می شود.
    3. حق ارتفاق دائمی می باشد، در صورتی که حق انتفاع می تواند دائمی یا موقت باشد.
    4. حق ارتفاق در صورتی رخ می دهد که 2 ملک وجود داشته باشد، (معمولا همسایه ی هم باشند).

    برای تفهیم بهتر مورد یک بهتر است که در مورد اموال منقول و غیر منقول توضیح دهیم.

    اموال غیر منقول: به اموالی گفته می شود که قابل جا به جایی از یک مکان به مکان دیگر نباشد. به عنوان مثال زمین را نمی توان از مکانی به مکان دیگری منتقل نمود. اگر در عمل جا به جایی مالی ممکن باشد، ولی به موجب این جا به جایی ویرانی و خرابی حاصل شود، این مال نیز جزء اموال غیر منقول حسآب می شود.

    اموال منقول: اموال منقول نیز به اموالی گفت می شوند که قابل حمل و جا به جایی می باشند و به موجب این جا به چایی ضرری به مال نمی رسد. پول، طلا، سکه و…

    اما سوال این جاست که به چه دلیلی این دسته بندی ها شکل گرفته اند؟

    دلایل متفاوتی برای دسته بندی کل اموال به دو دسته ی منقول و غیر منقول می باشد، از جمله ی این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد.

    1. ایجاد محدودیت برای اشخاص غیر ایرانی (کسانی که تبعیت ایرانی ندارند). به موجب قانون اشخاص غیر ایرانی نمی توانند صاحب اموال غیر منقول مثل زمین و ملک بشوند.
    2. نقل و انتقالات در اموال غیر منقول باید به صورت رسمی و سند دار باشد. یعنی این که وقتی ما ملکی را به کس دیگری واگذار می کنیم، باید سندش را به نام او کنیم، ولی وقتی پولی به کسی می دهیم نیازی به سند زدن نمی باشد.
    3. برای بررسی اختلافات در اموال غیر منقول، دادگاه خاصی وجود دارد.
    4. حق ارتفاق مخصوص اموال غیر منقول می باشد.
    5. زن از اموال منقول به طور کلی ارث می برد، ولی از اموال غیر منقول ارث او کم تر از مرد می باشد.
    اما سوال این جاست که به چه دلیلی این دسته بندی ها شکل گرفته اند؟
    اما سوال این جاست که به چه دلیلی این دسته بندی ها شکل گرفته اند؟

    رفع ممانعت از حق:

    دو طرف درگیر در این قرارداد باید مراعات حال هم دیگر را بکنند. صاحب حق ارتفاق نباید از حقی که دارد، سوء استفاده بکند. مثلا اگر حق رفت و آمد دارد، نباید این کار را با سر و صدا و در ساعت هایی که وقت استراحت مردم است، انجام دهد.

    هزینه های مربوط به استفاده از این حق نیز بر عهده ی شخصی است که این حق به او داده شده است، ولی هزینه ی تعمییر و نگه داری آن بر عهده ی مالک اصلی می باشد.

    مالک نیز نمی تواند در ملک خود کاری انجام دهد که این حق برای شخص دارنده ضایع بشود

    مالک نیز نمی تواند در ملک خود کاری انجام دهد که این حق برای شخص دارنده ضایع بشود. به عنوان مثال وقتی که یک شخص حق استفاده از آب انبار شخص دیگری را داشته باشد، شخص مالک پس از انجام لوله کشی نمی تواند بگوید که دیگر به آب انبار نیاز ندارد.

    در صورتی که بنا به هر دلیلی بین دو طرف اختلافی رخ دهد، قانون برای این که بین دو طرف درگیری رخ ندهد راهکار هایی ارائه داده است.

    معمولا این جور اتفاقات و دعواها، اتفاقی رایج بین دارندگان اموال غیر منقول می باشد.

    قبل از تعریف رفع ممانعت از حق بهتر است که مفهوم ممانعت از حق را توضیح دهیم.

    به طور کلی وقتی که شخصی مانع از استفاده ی آن شخص از حق قانونی خود شود، می گویند ممانعت از حق کرده است.

    وقتی که شخص مالک مال از استفاده ی دارنده ی حق جلوگیری کند و یا در آن اختلالی ایجاد کند، در این حالت دارنده ی حق برای برگشتن وضع به حالت قبل به دادگاه رفته و دادخواست تنظیم می کند.

    قانون دادرسی مدنی در ماده 159 این موضوع را این گونه توضیح داده است. دعوای ممانعت از حق عبارت است، از تقاضای کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاع یا ارتفاق خود در ملک دیگری بخواهد.

    به طور کلی در دعوای ممانعت از حق، شخص شاکی از مراجع قضایی درخواست می کند، مانعی را که سبب جلوگیری او از استفاده از حق ارتفاق او است، رفع کند.

    شرایط تنظیم دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق:

    شخص شاکی برای شکایت خود باید دلایل منطقی داشته باشد که بتواند با آن ها قاضی را راضی کند که به رفع ممانعت رای بدهد.

    در ادامه به بررسی این دلایل که ممکن است، قاضی را قانع به صدور رای رفع منع کند می دهیم.

    سبق تصرف خواهان:

    یعنی این که شخص خواهان (شاکی) باید اثبات کند که دراز مدت از حق مورد نظر استفاده می کرده است.

    ممانعت فعلی خوانده:

    باید در دادگاه برای قاضی ثابت شود که خوانده حق خواهان در استفاده از ملک را ضایع کرده است.

    عدم رضایت خواهان:

    شخص خواهان باید از این وضع فعلی اعلام نارضایتی بکند. در این صورت قاضی حکم به رفع ممانعت می دهد.

    بعد از این که قاضی حکم اولیه را صادر نمود، این حکم قابل اجرا می باشد و درخواست تجدید نظر اجرای آن را به تاخیر نمی اندازد.

    در این بین اگر ثابت شود که شخص خوانده با ممانعت خود از استفاده ی خواهان از حق خود باعث ضرر مالی به خواهان شده است، بعد از مشخص شدن میزان ضرر، قاضی رای به جبران خسارت می دهد.

    اولین مرحله ی شکایت تنظیم دادخواست می باشد. یعنی این که هر شخصی بخواهد، یک مسئله حقوقی را از طریق دادگاه و قانونی پیگیری کند، ابتدا باید دادخواست تنظیم کند و بعد از باطل کردن تمبر آن را به دادگاه تحویل دهد.

    دادخواست چیست؟

    دادخواست برگه ی مخصوصی می باشد که از قبل طراحی و چاپ شده است و شخص می تواند با پر کردن قسمت های خالی آن به اقامه ی دعوای حقوقی بپردازد.

    توجه کنید که این برگه، یک برگه ی رسمی و معیار اصلی شکایت شما می باشد و پر کردن آن علی رغم سادگی، شامل نکات زیادی می باشد که بهتر است، یک شخص با تجربه در این امور به شما مشورت بدهد.

    شما در حال خواندن پست نمونه دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق هستید.

    دادخواست شامل موارد زیر می باشد:

    نام و نام خانوادگی:

    نام پدر:

    سن:

    اقامتگاه:

    شغل خواهان:

    در صورت وجود وکیل، مشخصات وکیل

    اگر که آدرس خوانده مشخص نباشد و یا در اصطلاح شخص خوانده مجهول المکان باشد، باید یک بار شخص خوانده در روزنامه اگهی چاپ کند و اگر باز هم نتوانست وی را پیدا کند، دادگاه به صورت غیابی برگزار می شود.

    بعد از قسمت مشخصات، نوبت به قسمت تعیین خواسته و میزان خسارت می شود. درست پر کردن این قسمت بسیار مهم و تعیین کننده می باشد.

    قسمت دیگر برگه ی دادخواست، قسمت دلایل و منضمات آن می باشد. در این قسمت کپی از مدارک و دلایل شاکی ضمیمه ی دادخواست می شوند.

    تکمیل بودن این دلایل و مدارک تعیین کننده ترین قسمت دادگاه هستند. قسمت آخر دادخواست هم قسمت شرح دادخواست می باشد. در این قسمت نیز به توضیحات کاملی در مورد موضوع دادخواست، دلایل و استدلالات آن می پردازیم.

    در ادامه یک نمونه از برگه ی دادخواست را برای شما آورده ایم.

    دادخواست رفع ممانعت از حق

     

    مشخصات طرفین نام نام خانوادگی نام پدر شغل محل اقامت- شهر- خیابان- کوچه- شماره- پلاک
    خواهان
    خوانده
    وکیل یا نماینده
    تعیین خواسته الزام به رفع ممانعت از حق و مطالبه خسارت وارده مقوم به………. ریال به انضمام کلیه خسارات قانونی
    دلایل و منضمات کپی مصدق سند مالکیت، استشهادیه، معاینه و تحقیق محلی با جلب ‌نظر کارشناس رسمی دادگستری……….
    ریاست محترم مجتمع قضائی……….

    با سلام احتراماً به استحضار می‌رساند:

    به‌ موجب کپی سند مالکیت شماره………. پلاک و پلاک‌ های ثبتی شماره………./………. بخش………. واقع در نشانی………. در مالکیت اینجانب/ اینجانبان قرار دارد. نظر به این که
    خوانده/ خواندگان با اقدامات خود دایر بر………. از استفاده اینجانب از پلاک تحت مالکیتم ممانعت به عمل می‌آورد و به این وسیله ضمن تضییع حقوق حقه‌ ام موجب ورود، خسارات نیز شده است؛ فلذا مستنداً به ماده 159 قانون آیین دادرسی دادگاه‌ های عمومی و انقلآب در امور مدنی و 331 قانون مدنی صدور حکم به رفع ممانعت از حق و جبران خسارت وارده به میزان………. ریال به انضمام جمیع خسارات و هزینه دادرسی مورد استدعاست.

     

     

     

     

    محل امضاء- مهر- انگشت

     

     

     

    در ادامه متن چند نمونه از دادخواست های رفع ممانعت از حق ارتفاق (متن نوشته شده در شرح دادخواست) با موضوعات مختلف را برای شما می آوریم.

    نمونه ی اول:

    دادخواست رفع ممانعت از حق
    دادخواست رفع ممانعت از حق

    نمونه ی دوم:

    دادخواست رفع ممانعت از حق
    دادخواست رفع ممانعت از حق

    نمونه ی سوم:

    دادخواست رفع ممانعت از حق
    دادخواست رفع ممانعت از حق

     

    نمونه ی چهارم:

    دادخواست رفع ممانعت از حق
    دادخواست رفع ممانعت از حق

    در مقاله نمونه دادخواست رفع ممانعت از حق ارتفاق ما سعی کردیم که توضیحات کاملی در مورد حق ارتفاق، شرایط و خصوصیات آن بدهیم و در نهایت نیز در مورد رفع ممانعت از این حق و دادخواست دادن در مورد آن صحبت کردیم. امیدوارم که خواندن این مقاله برای شما مفید واقع شده باشد.

    یک پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    هشدار: کلیه محتوای درج شده در این وب سایت جنبه اطلاع رسانی داشته و ممکن است برخی مطالب به روز یا الزاما صحیح نباشند.

    مطالب محبوب سایت

    مطالب مرتبط

    وکیل ثبتی تبریز

    وکیل ثبتی تبریز

    موضوع بحث این مقاله، وکیل ثبتی تبریز می باشد. لطفا تا انتهای این مبحث حقوقی کاربردی همراه ما بمانید. وکیل ثبتی یکی از انواع وکالت

    نمونه لایحه آزادی مشروط

    نمونه لایحه آزادی مشروط

    با ما همراه شوید تا بیشتر با موضوع نمونه لایحه آزادی مشروط آشنا شوید. یکی از مواردی که در مورد پرونده های در رابطه با